الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

101

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

سرزنش خواهد بود تا بدكار و گنهكار شايسته‌تر به احسان خواهد بود تا نيكوكار ، اين سخن بت‌پرستان و دشمنان خداست . و سخن قدريّه و گبرهاى اين امت است . اى شيخ ! همانا خداى عزّ و جل مردم را به انتخاب درست مكلّف كرده و به زنهار نهى فرموده است و بر عمل اندك اجر فراوان داده است ، و هرگز بنده در ارتكاب گناه مجبور نيست و به زور اطاعت نكند ، و آسمانها و زمين را و آن چه در ميان آنهاست بيهوده نيافريده است اين گمان كسانى است كه كافرند و واى بر آنان كه كافرند از آتش دوزخ . . . » پيرمرد شامى ( پس از شنيدن اين سخنان ) از جا برخاست در حالى كه اين اشعار را مىخواند : أنت الامام الّذى نرجو بطاعته * يوم النجاة من الرّحمن غفرانا أو ضحت من ديننا ما كان ملتبسا * جزاك ربّك عنّا فيه إحسانا فليس معذرة فى فعل فاحشة * قد كنت راكبها فسقا و عدوانا لا لا و لا قائلا ناهيه اوقعه * فيها عبدت اذا يا قوم شيطانا و لا أحب و لا شاء الفسوق و لا * قتل الولى له ظلما و عدوانا إنّى يحبّ و قد صحت عزيمته * ذو العرش أعلن ذاك اللّه اعلانا [ 1 ] تو آن امامى كه از اطاعتش در روز قيامت اميد مغفرت از خدا داريم ، شبههء دينى ما را روشن كردى ، خدا تو را از جانب ما پاداش نيكو دهد ، در كار بد كسى كه از راه سركشى و تجاوز كار زشتى را مرتكب شود ، بهانه‌اى نيست ، نه ، هرگز ، خدايى كه او را نهى فرموده ، دچار معصيتش نكرده ، اگر چنين تصور كنيد ، شيطان را پرستيده‌ايد . نه خدا دوست دارد و نه بدى را اراده فرموده و نه به ستم و ظلم ، ولى خود را كشته است . كجا او چنين چيزى را دوست مىدارد ؟ در حالى كه ارادهء او كه مقتدر و

--> [ 1 ] توحيد : ص 380 - 381 .